عز الدين حسينى زنجانى
68
راه رستگارى (كند و كاوى در باب ايمان و اسلام) (فارسى)
زيرا انكار نبوّت و امامت و معاد ، به معناى بيهوده انگاشتن خلقت و انكار صفت حكمت خداست كه عين ذات و از صفات ذاتى اوست ؛ چگونه انكار معاد ، انكار حكمت خداوند است ؟ آيهء شريفه مىفرمايد : « أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَأَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ فَتَعالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ » « 1 » ؛ آيا گمان كرديد كه شما را عبث و بيهوده خلق كرديم ؟ [ و هدف و غرضى در آفرينش شما نبود ؟ و شما فقط به منظور اين چند روز زندگى پر از درد و بلا آفريده شدهايد تا آفرينش شما لغو و بيهوده و ضد حكمت الهى تلقّى شود ؟ ] و شما به سوى ما باز نخواهيد گشت ؟ پس منزّه و متعالى است خداوند آن پادشاه راستين از اين كه كار بيهوده از او سرزند . بنابراين ، ملاحظه مىشود كه قرآن كريم معاد را به خداشناسى برمىگرداند . قانون اساسى چنانكه دانستيم تسليم در برابر ذات يگانهء بىهمتا و داراى اسما و صفات حُسناىِ حق ، همچون قانون اساسى و دستورى فراگير ، بر پيكرهء همهء وجود سايه افكنده است . در حقيقت ، خدايى جز خداى يگانه نيست ، او آفريدگار همهء موجودات است و همه بنده و مخلوق اويند و به هر درجهاى برسند ، باز آفريدهء او هستند . پس ، احدى نمىتواند انسان را جز به بندگى خدا فرا خواند . بنابراين ، هرگز پيامبرى نمىتواند جز تسليم در برابر او گفتارى داشته باشد :
--> ( 1 ) . مؤمنون ( 23 ) آيهء 115